ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…
  • صفحه اصلی
  • نوشته‌ها
    • داستانک
    • شعر
    • جستار
    • گزین‌گویه
    • نثر ادبی
  • درباره من
  • تماس

فا | EN

منو
فا | EN

داستانک

داستانک

جهانی گریست

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
آسمان, آبیْ سیاه، قاطی بود. ماه به زحمت زمین را مهتاب داده بود. قایقی با امواجِ عصبانیِ دریا بالا ...
ادامه مطلب
داستانک

تقصیر باد بود

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
ابرها توی صف همدیگر را هول دادند. تقصیر باد بود. تکه ابر بزرگی روی خورشید افتاد. سایه‌ی بزرگ‌تری ...
ادامه مطلب
داستانک

زیر چتر لندن (قسمت سوم)

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
اختلاف دما در ساعات پایانی شب بیشتر می‌شد و پچ‌پچ باد در گوش درختان بلند‌تر. سارا نشسته بود پشت ماشی...
ادامه مطلب
داستانک

زیر چتر لندن (قسمت دوم)

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
هوا سرد و سردتر می‌شد و آنها نمی‌توانستند بخاری ماشین را روشن کنند. به استیشن باطری خیلی نزدیک شده ب...
ادامه مطلب
داستانک

غرقاب

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
رد پای ماهی و روغن سوخته تا وسط خیابان دیده می‌شد. مردی لاغر که حدود دو متر قد داشت وارد رستوران شد....
ادامه مطلب
داستانک

زیر چتر لندن(قسمت اول)

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
با غروب خورشید زیبایی و سرسبزی لندن هم غروب می‌کند و باد سرمایش را بیشتر از روز تن‌پوش شهر و آدم‌های...
ادامه مطلب
داستانک

فیش‌اند‌چیبس‌

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
وارد رستوران شدیم. غذای اصلی فیش‌اند‌چیپس یا همان ماهی و سیب‌زمینی بود. مقابلم دیواری بود با دو قاب ...
ادامه مطلب
داستانک

دوچرخه‌ی روزگار

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
دی 9, 1404
0
گبریل(Gabriel) تنها فرزند خانواده و پدرش موسیو سارتر از ملاکان بزرگِ شهری در جنوب فرانسه بود. مادرش ...
ادامه مطلب
داستانک

سالمندان گلف‌باز

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
شهریور 3, 1404
0
دو ساعت قبل‌‌‌تر صبحانه سرو می‌شد. ساعت ۹ صبح با حس سحرخیزانِ کامروا وارد سالن شدند. مسعود گفت: اَا...
ادامه مطلب
داستانک

کادوی کریسمس

ارسال شده توسط author-avatar cnaadmin
آبان 24, 1404
0
هوا هنوز روشن نشده بود. پشت پنجره نشستم تا اولین کسی باشم که بابا نوئل را می‌بیند. باد شاخه‌های درخ...
ادامه مطلب

تمامی حقوق برای مرضیه سماواتیان محفوظ می باشد | طراحی و اجرا توسط السین

  • صفحه اصلی
  • نوشته‌ها
    • داستانک
    • شعر
    • جستار
    • گزین‌گویه
    • نثر ادبی
  • درباره من
  • تماس